دلم میخواد
باز بکنم ، زخم کهنه ی کلمه رو ...
و فریاد کنم ،
درده بی درمان دلم رو ...
گلدونه

![]() |
![]() |
![]() |
دلم میخواد
باز بکنم ، زخم کهنه ی کلمه رو ...
و فریاد کنم ،
درده بی درمان دلم رو ...
گلدونه

چون توفانی نحیب ...
درخت زندگانی را تکاندم
و لرزاندم
تا پنهان ترین ریشه هایش را ...
آنگاه تو پدید آمدی
نغمه خوان در میان برگ هایش
در دورترین شاخه هایش
دوستت دارم درونم !

و من تکرار عریانم
لباسی نپوشانیدم.
و شما هم
لخت باشید تا بفهمید آدمی پست است ...
تا بفهمید درد آدم را !
و عشق بپوشانیدم .
عریانی تنهاست !
گلدونه

در لابه لای خطوط مغز و اعصابم ؛
نقش ماتم زده ات ؛
پاک شدنی نیست !
وای بر من،
وای بر من که نفسم از تو بنا شد .
گلدونه

طَبق ، طَبق ، نُقل و نَبات
حواله ی دوتا چشات
واسه کمون ابروهات
دارم دوتا ظرف طلا !!!!
گلدونه

اقاقی و اطلسی و ستاره ،
یه دسته گل تو دامنت دوباره ،
اینا همش بهانه س ،
سال جدید ، مبارک !
دوست دارم امسال به هر زحمتی که شده ، به تک تک آرزوهاتون برسید ...
گلدونه ( ساناز )

با اقاقی ؛
لحظه لحظه رقص دادی
شاخهء حقیره یاسمن هایم را ...
غنچه ام ...
باورم شد ، بودنت .
دوستت خواهم داشت همیشه ...
( امروز زیباترین روز زندگی منه ، حس غرور و حاودانگی ، حس رندگی ،حس بودن ، حس گریه ، حس خنده ! شادی ام هدیه ای برای تو . )
گلدونه ( ساناز )

امروز هیچ تصویری نشان از حال من نداره ...
وقتی رفتی ،
شب شد !
اذان ظهر ، قطع شد .
غم تو کوچه پخش شد .
برای من رفتن تو ، درد شد..........
گلدونه

تقدیم به تو دوست نارفیق
عاشق که خسته می شود ،
حرمت شکسته می شود
ناراحت نشو دلم ازت گرفته ، بی معرفت
همین .
گلدونه

نکُنه،
ستاره های آسمون
تنها بشن تو کهکشون
نکنه هوار بشن سرت
خورشید و ماه و آسمون ؟!.....
گلدونه

دلم میخواد بخونی
اتل متل ستاره
که آسمون چشمات
هزار تا خنده داره ...
گلدونه
یادته قهوه ی تلخه اون شب و ؟
توی اون کافه سرد و بی نفس ،
قهوه ی سیاه تو گرمم کرد !
قهوه ی تلخ و داغه اون شب یادمه .
اما اون کافه ی سرد ،
حالا خونه ی غریب ِ کفتراست ...
گلدونه

کجان اونایی که بودنشون ،
به خاطر ِ نبودن ما ،میتپه ؟
کجان اونایی که کورن ولی فکر میکنن که بینان ؟
آهای ناجیان بی جان ِ جاندار !
به دادمون برسید .
دفن شدیم، از بَس خفه مون کردن .
مُردیم ، از بَس کُشتَنمون !
دلم مُرد از بس نذاشتن ، تا آخرش قاچاق شد .
همین و میخواستید ، مگه نه ؟ !
گلدونه ی پر پر !

به من بگو چرا
هوای امشب من ،
مرطوب تر از اشک توست ؟!
گلدونه

میخوام واسه اتاقمون
یه مشت ستاره بچینم
میخوام برای شام تو
صد تا اقاقیا بچینم
میخوام لباس آبی مو
بنفش و عنابی کنممیخوام برات معنی کنم
معنی دوست داشتنمو
واژه به واژه ، طی کنم
کویره دوست داشتنت رو ...
*گلدونه*

واسه چشای نازت
پاییز ه من ، بهاره
میخوای بگم نباره
تا خیس نشی دوباره ؟
گل گلدونه ی تو .

شب زایید ، در آفتاب .
کودکی آرام با روحی بزرگ .
و درخشش از نور .
پدر و مادر او شب بودند .
کودک شب ؛ امشب
میگرید .
و به صبح مینالد .
که شبم ؛ آن پدرم ؛ امروز کجاست ؟
گلدونه

امروز در روزنامه ای بی نام خواندم :
انسانی آزاد ،
خود را در قفس حبس کرد .
بینوایان او را ،
دیووانه نامیدند !
و چه آزاد است او در قفس ِ تنگش...
مگر نه ؟
گلدونه

آره این تقدیر من بود ؛
که دو چشمام ؛ نور من شه .
که دو تا دست نهیفم
مثله فولاد ؛ مثله سنگ شه .
از زبون کوچولوهایی ؛ که واسه دنیای بی در و پیکر ما ؛ خیلی بزرگن .
گلدونه

اومدم ستاره شم ؛ خندیدی
اومدم آبی بشم ؛ ترسیدی
تا به شب ؛ شمع شدم
رقصیدی !
من میخوام هنوز ، همون ، ستاره شم
توی ِ شب ؛ توی ِ غروب ؛
آبی ِ آسمونی شم .
گلدونه

به یاد قدیما و وصف حال الان ِ هزار زن بدبخت :
امید دارم اشک چشاشون خشک نشه .
همین .
بارون نیا نم نم
پشت خونه ی سردم
دلم عروسی کرده ،
با غم روبوسی کرده !
تب دار همیشگی تو ای زن ایرانی ،
گلدونه
باور کردم ؛
داشته های باوره نداشته ات را .
باور کردم ؛
طنین ِ نفسه ؛ بی نفست را .
گلدونه

تیکه تیکه کردی ؛
گلبرگهای ناجون ِ اقاقی ِ قلب ِ همسایه رو .
نارفیق !
گلدونه

هر شب بالُنی از ستاره ؛
برای آغوش تو ذخیره دارم .
شبت پر از ستاره نازنینم ...
*گلدونه*

شب ِ هر شب ِ من !
دیشب ؛
تو رو ؛ به گهواره ی ستاره ای دوختم .
تا صبح نشی !
گلدونه

تنوره داغ ِ بدنم ؛
گرمای یخ دامنت ...
حضورت جاودانه باد ؛
شاخه ی خشک زمستانم .
![]()
نمیخوام آبی نگاهش بکنم
یا که ابری وسیاه صداش کنم
من میخوام که آسمون سبز باشه ...
که نگاه عاشقم تشنه ای چون برگ باشه .
*گلدونه*

صبح روی بالشم ؛
از اشکِ دیشب تو ؛
گلی جوونه زده بود ....
گلی با عطر تو .
اقاقیم ؛
رنگت همیشه خوش رو ...
گلدونه

بوی نون تازه ؛
چایی تازه دم .
کره و عسل .
بوی مطبوع چمن !
وای خدا .
نفس صبحت مبارک ؛ نازنینم .
گلدونه

واسه نگاه عاشقت
شمعها رو روشن میکنم
ستاره های چشمم و
پنهونی قایم میکنم
ستاره های چشم من
دنباله نگاه توست
مبادا پیداش بکنی
که عاشق نگاه توست
گلدونه

به فنا دعوت شد .
جعبه ء خالی تنهایی من !
با نگاهی پر از عاطفه ؛ سرخ.
بی انصاف.........
بسته ء نازک تنهایی من
به نظر کوچک بود ؛
پس چرا دست تو بی رحمانه
بازش کرد ؟!
گلدونه

تمام حرف دلم رو یغمای عزیز گفته ؛
امشب هیچی بهتر از حرفهای یغما ؛ حس من و نمیگه .
مگه میشه گندمُ تو خاکِ خشکُ تشنه کاشت ؟
مگه میشه این کلاغِ پَرسیاهُ دوس نداشت ؟
آی کلاغ ! بخون تا ما هم با تو همصدا بشیم !
نمیشه به جای خورشید سه تا نقطهچین گذاشت !
آی کلاغ ! بازم بخون از دلِ این شبای تار !
بخون از کدخدای خروسکشِ طلایهدار !
هیچکسی جای خودش نیست توی این بازارِ شام !
توبخون ، جای خروسا خورشیدُ بیرون بیار !
از کتاب : تنها برای تو می نویسم، بی بی باران

امروز ششمین سال بلاگ نویسی منه !!!
۶ ساله که گلدونه داره میگه ...
ولی متاسفانه ۳ سال در پرشین لاگ مینوشتم که این وبلاگ حذف شد ...
همه ی ۳ سال دود شد و رفت بالا ...
و ۳ سال هست که در بلاگ اسکای مینوسم ...
بعد از پرشین لاگ ؛ دیگه همه ی نوشته هام رو ذخیره میکنم ...
همیشه گفتم و باز هم میگم .
باور کن به آنچه که هستی .
گلدونه (ساناز )
